آغاز سال تحصیلی جدید و مشکلات خاص دانش اموزان نابینا
امسال بر خلاف سالهای گذشته که حدودیم ماه پیش از آغاز سال تحصیلی در مدرسه نام نویسی می کردم به دلایلی موفق به انجام این کار نشدم و به همین علت اولین روزهای مهر را در خانه سپری کردم بازهم مثل همیشه شروع مدارس برای من با مشکلات اساسی همراه شد. تهیه کتاب و نوارهای درسی از جمله مشکلاتی هستند که محصلین نابینا به ویژه در شهرستانها همه ساله با آن دست به گریبانند.
بالاخره در روز چهارشنبه پنجم مهر من برای اولین بار در سال تحصلی جدید به دبیرستان رفتم امسال هم مانند سالهای گذشته با نگرانیهایی همراه بود اضطراب عجیبی وجودم را فرا گرفته بود، اضطرابی که سالهای گذشته بارها ان را تجربه کرده ام، دلهره شدیدی را در درونم احساس می کردم.
مدتی بود که به منزل جدیدی نقل مکان کرده بودیم به همین دلیل راهی را که روزانه باید آنرا برای رفتن به دبیرستان طی می کردم مسیر تازه و جدیدی بود که با ان نا اشنا بودم حدود یک هفته پیش از آغاز مدارس به کمک یکی از اقوام که او هم ناحیه چشم دچار مشکل است تا حدودی با مسیر آشنا شدم اما اولین روز مدرسه را برای اطمینان خاطر خودم و خانواده با مادرم پیمودم البته تنها از مادرم خواستم زمانی که از مسیر اصلی دچار انحراف شدم خطایم را به من یادآوری کند و مرا در یافتن مسیر اصلی همراهی کند. در راه تنها مساله ای که بیش از هر چیز دیگری ذهنم را به خودش مشغول کرده این بود که چه تعداد از دوستان سالهای گذشته مرا در پیمودن این راه یکساله همراهی خواهد کرد ایا با دبیران امسال می توانم رابطه ای گرم و صمیمانه داشته باشم؟نحوه برخورد آنها و همکلاسی های جدید با من چگونه است؟
در نهایت با رسیدن به مدرسه و گفتگو کردن با برخی دوستان متوجه شدم که تمامی دوستان سال گذشته امسال هم با من در یک کلاس می نشینند و تنها تعداد معدودی محصل جدید هستند. ساعت اول و بخشی از ساعت دوم نیز بدون حضور دبیر در کلاس سپری شد و این فرصت خوبی بود تا بچه ها از احوال یکدیگر و وقایعی که بریا آنها در طول این سه ماه تعطیلی تابستان گذشته است مطلع شوند بالاخره در اواسط ساعت دوم به علت عدم تکمیل برنامه ریزیهای کلاسی دبیرستان تعطیل شد من هم با کمک برخی از دوستانم به منزل برگشتم.
